افسردگی اساسی (MDD) چیست؟
افسردگی فقط یک نوع ندارد و میتواند به شکلهای مختلفی بروز کند؛ در این مطلب، یکی از مهمترین انواع افسردگی، یعنی اختلال افسردگی اساسی (Major Depressive Disorder یا MDD) را توضیح میدهیم.
افسردگی اساسی فقط به معنی «غمگین بودن» یا «بیحوصلگی» نیست. همه افراد ممکن است در دورههایی از زندگی ناراحت، خسته یا بیانگیزه شوند؛ اما در افسردگی اساسی، مجموعهای از علائم برای مدتی مشخص ادامه پیدا میکنند و میتوانند بر زندگی روزمره، روابط، کار، تحصیل و عملکرد فرد تأثیر قابلتوجهی بگذارند.
علائم افسردگی اساسی چیست؟
بر اساس DSM-5-TR، برای تشخیص یک دوره افسردگی اساسی، فرد باید حداقل ۵ مورد از ۹ علامت زیر را در یک دوره حداقل ۲ هفتهای تجربه کند. همچنین دستکم یکی از دو علامت اول، یعنی خلق افسرده یا کاهش علاقه و لذت، باید وجود داشته باشد.
۱. احساس غم، ناراحتی یا پوچی
فرد در بیشتر ساعات روز و تقریباً هر روز احساس غمگینی، ناراحتی، پوچی یا ناامیدی میکند.
این احساس با ناراحتیهای معمول زندگی متفاوت است و ممکن است حتی زمانی که اتفاق ناخوشایندی رخ نداده باشد نیز ادامه داشته باشد.
۲. کاهش علاقه و لذت
فرد دیگر از فعالیتهایی که قبلاً برایش لذتبخش بودهاند، لذت نمیبرد یا علاقهاش به آنها به شکل محسوسی کاهش پیدا میکند.
برای مثال، فردی که قبلاً از ورزش کردن، دیدن دوستان، موسیقی، سفر یا بیرون رفتن لذت میبرده، ممکن است دیگر تمایلی به انجام این فعالیتها نداشته باشد.
۳. تغییر قابلتوجه در وزن یا اشتها
اشتها یا وزن فرد بدون اینکه عمداً برای تغییر وزن اقدام کرده باشد، تغییر میکند.
برای مثال، ممکن است فرد در یک ماه بیش از ۵ درصد وزن بدن خود را از دست بدهد یا به وزنش اضافه شود. همچنین ممکن است اشتهای او بهطور قابلتوجهی کاهش یا افزایش پیدا کند.
مثلاً اگر فردی ۸۰ کیلوگرم وزن داشته باشد، تغییر بیش از ۴ کیلوگرم در یک ماه میتواند از نظر این ملاک قابلتوجه باشد.
۴. اختلال در خواب
فرد ممکن است تقریباً هر روز دچار بیخوابی یا پرخوابی شود.
برای مثال، ممکن است به سختی خوابش ببرد، در طول شب چندین بار بیدار شود یا خیلی زود از خواب بیدار شود. در مقابل، بعضی افراد مبتلا به افسردگی ممکن است بیش از حد معمول بخوابند و همچنان احساس خستگی کنند.
۵. بیقراری یا کند شدن حرکات
برخی افراد هنگام افسردگی دچار بیقراری میشوند و نمیتوانند آرام بنشینند. در برخی دیگر، حرکات، صحبت کردن و واکنشهایشان به شکل محسوسی کند میشود.
این تغییر باید تا حدی باشد که اطرافیان نیز بتوانند آن را مشاهده کنند، نه اینکه فقط یک احساس درونی فرد باشد.
۶. خستگی و کاهش انرژی
فرد تقریباً هر روز احساس خستگی و کمبود انرژی دارد و انجام فعالیتهای معمول برایش دشوار میشود.
ممکن است کارهایی که قبلاً بهراحتی انجام میداده، مانند درس خواندن، کار کردن، ورزش کردن یا حتی انجام کارهای شخصی، برایش بسیار سخت و خستهکننده شوند.
۷. احساس بیارزشی یا گناه شدید
فرد ممکن است احساس کند بیارزش است، به اندازه کافی خوب نیست یا دیگران را ناامید کرده است.
همچنین ممکن است بابت اتفاقاتی که واقعاً مسئول آنها نیست، احساس گناه شدید و نامتناسب داشته باشد و دائماً خودش را سرزنش کند.
۸. مشکل در تمرکز و تصمیمگیری
فرد ممکن است احساس کند تمرکز کردن برایش سخت شده، ذهنش مثل گذشته کار نمیکند یا نمیتواند بهراحتی تصمیم بگیرد.
برای مثال، ممکن است هنگام مطالعه چندین بار یک مطلب را بخواند اما نتواند آن را به خوبی درک کند، یا برای تصمیمهای ساده روزمره نیز دچار سردرگمی شود.
۹. افکار مربوط به مرگ یا خودکشی
ممکن است فرد به شکل مکرر به مرگ فکر کند، آرزو کند «کاش دیگر نبودم»، افکار خودکشی داشته باشد، برای خودکشی برنامهریزی کند یا اقدام به خودکشی داشته باشد.
این علامت بسیار جدی است و در صورت وجود افکار یا برنامه خودکشی، دریافت کمک تخصصی در اسرع وقت اهمیت زیادی دارد.
آیا داشتن این علائم به معنی افسردگی است؟
نه، لزوماً. داشتن بعضی از این علائم بهتنهایی به این معنی نیست که شما افسردگی اساسی دارید. علاوه بر تعداد و مدت علائم، مهم است ببینیم این علائم چقدر شما را اذیت میکنند و آیا روی زندگی روزمرهتان تأثیر گذاشتهاند یا نه.
اگر بعضی از این علائم را دارید، اما آزار و ناراحتی قابلتوجهی برایتان ایجاد نمیکنند و در کار، تحصیل، روابط یا زندگی روزمرهتان مشکلی به وجود نیاوردهاند، لزوماً به معنی ابتلا به اختلال افسردگی اساسی نیست و ممکن است نیازی به مراجعه به کلینیک برای درمان افسردگی نداشته باشید.
بنابراین بهتر است این فهرست را به عنوان یک راهنمای اولیه برای شناخت علائم در نظر بگیرید، نه ابزاری برای تشخیص قطعی.
با این حال، اگر علائم شدید، مداوم یا رو به بیشتر شدن هستند، بهتر است برای ارزیابی دقیقتر با یک متخصص صحبت کنید. همچنین اگر افکار مربوط به مرگ یا خودکشی دارید، حتماً موضوع را جدی بگیرید و برای دریافت کمک تخصصی اقدام کنید.
اگر احساس میکنید چند مورد از این علائم را تجربه میکنید و این وضعیت حداقل دو هفته ادامه داشته یا در زندگی روزمره شما اختلال ایجاد کرده است، بهتر است برای ارزیابی دقیقتر با یک متخصص سلامت روان مشورت کنی.
برای شناخت اقسام مختلف افسردگی، حتما سایر مطالب این وبسایت را چک کنید.